توه ، تئوكا ، سروش


منزل
قديما
چاپار
 

سه‌شنبه ۱ اسفند ،۱۳۸٥

 

 

 

تنگه بلاغي متعلق به ملت ايران است

و سد سيوند براي پارسيان

ميراث فرهنگي كشور در قبال يادگارهاي كهن به ويژه جريان « تنگه بلاغي » احساس مسووليت نمي كند ! ساعت حدود 16 روز دوشنبه 30/11/85 صداي ايران برنامه اي در جهت شفاف نمودن امور مربوط به تنگ بلاغي و سد سيوند با حضور تني چند ازكارشناسان و صاحبنظران پخش كرد كه بدون اغراق و با مداهنه بايد از آن « راديو » قدر شناسي و سپاس فراوان نمود . هيچ كس منكر توسعه و عمران كشورش نيست و در بخش كشاورزي آحاد ملت ايران به نوعي در كشاورزي دست داشته اند به نحوي كه مي توان گفت اكثر ما دهقان زادگاني هستيم كه تحمل چنان كار سخت و دشواري را نداشتيم و چون شرايط زمانه نيز عوض شد زندگيمان تحت تاثير تحصيل علم و توانايي هاي فرديمان در رابطه با بازار كار قرار گرفت تا از حرفه اجدادي خود فاصله بگيريم ، اينها را گفتم تا روشن شود كه هيچ ايراني و خصوصاً پارسي از احداث سد سيوند و پروژه هايي آنچناني نه تنها نگران نيستند بلكه شادمان خواهند بود / اما حرف اينجاست كه چرا ما داشته هايي كه سبب شناسايي افتخار آميز ما و هويت اين ملت است را بايد به خاطر يك پروژه ارزشمند ديگر از دست بدهيم . مي گويند هشتاد ميليارد براي ساختن سد هزينه كرده اند چرا قبل از شروع كار موارد منفي و زيان بار آن كارشناسي نشد/ مي گويند : اين پروژه به رژيم گذشته است . چگونه باور كنيم كه دولت انقلاب بسياري از اقدامات گذشته را غير ضروري و بعضاً غلط مي دانند اما روي اين يك اشتباه مصر به انجامش هستند / آنها اشتباه كردند يا تعمدي در نابودي چنان آثاري داشتند و امروز فرزندان ايران و انقلاب با آگاهي به اتفاق سويي كه خواهد افتاد مي خواهند پروژه اجرا نشود و حتي حاضر شده اند هزينه آن را هم به دولت بر گردانند . فرياد ايرانيان اعم از داخل و خارج از كشور را نمي شنويد ؟‌اين يك معامله نيست ، مسئله بود و نبود يك تاريخ ، فرهنگ و تمدن است ،‌ دشمنان ايران هنوز مي گويند آريائيها از خارج فلات ايران آمده اند يعني كشور ما را اشغال كرده و گرنه ما آريايي نيستيم در حاليكه تنگه بلاغي يكي از چند بزرگراه تاريخ رفت و آمد قوم آرياست و ما مي خواهيم اين نشانه بارز را با دستان خود براي هميشه محو كنيم / تنگه بلاغي روايتگر كوچ ممتد اجداد ما در آن گذرگاه كم نظير تاريخي ست كه از دور ايلام تا اوايل اسلام را براي ما حجت و دليل مي نمايد / سد ضرورت دارد و كشاورز را بايد كمك كرد و براي پيش گيري از هر تخريبي بايد جاي سد را تغيير داد و چنين امري امكان دارد / براي عالي قاپو ، چهار باغ ، و … همين روش را در دست اجرا داشتند ، تا بالاخره متوقف شد و جالب اينجاست كه در رابطه با موارد مشابه ميراث فرهنگي كشور آخرين سازمان يا نفر است كه نظر ميدهد / به نقل از روزنامه خبر شماره 7429 مورخ پنجشنبه 26/11/85 معاون رئيس جمهور و رياست سازمان ميراث در جمع ايرانيان مقيم مادريد تاكيد مي كند : جهان آينده جايي براي افتخار به گذشته باقي نمي گذارد !!! آقاي مشايي ، اين گونه كه فرموده ايد نيست آن چه ما را در جهان صاحب اعتبار و تشخص نموده افتخارات گذشته درخشانمان مي باشد و مطمئن باشيد هيچ بنايي بدون شالوده استوار نخواهد شد ! وقتي نگاه و تفكرات رياست سازمان مسوول چنين باشد آيا انتظاري هم از وزير نيرو داريم و همين جاست كه بايد گفت زنده باد دادخواه « ها » و ناكام باد نا خواه « ها » . ‌

 
 

soroush atabak zadeh

 

جمعه ٢۱ مهر ،۱۳۸٥

 

 

 

لبخندی که از رفاه بر لبان شما نقش بسته بر لبان افراد پیرامون خود هم می بینی ؟

                                    ***********

اگر چتر حمایت تو بسته شود آیا باز هم موفق خواهی بود ؟

                                    ***********

گرسنه می داند نداری چیست اما دارا با واژه نداری بیگانه است .

                                   ***********

هیچ تمدنی بدون برخورد نبوده همان رویارویی موجب تقویت بنیادهای مدنی گردیده است .

                                  ***********

دمکراسی یک مفهوم دارد و آزادی برای جهانیان یک معنا .

                                  ***********

زبان را میتوان برید ، عقل را هرگز.

                                 ***********

دمکراسی زمینه ای برای تخریب مخالف ندارد اما فضای آزاد دمکراسی سبب می شود تا گروهها علیه آن چالش ایجاد نمایند .

                                ***********

جوجه ای که از تخم بیرون آمد بآن باز نمی گردد .

                               ***********

علم هسته ای هم در ایران بارور شده پس نمی توان علم را در افکار دانشمندان کشت .

                              ***********

حکومت ها هر چند مستبد باشند مجبورند با ملت در تعامل باشند .

 

 
 

soroush atabak zadeh

 

دوشنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٥

 

 

 

با سخنان شما آزمون و خطاهاي طي شده در قرون را يك جا وانهند و ايده هاي فلسفي شما را مبنا قرار دهند . انديشمندان غربي بر پايه ي اقتدار فلسفه خود و منطق برخاسته از آن در همه ي دوره ها رهبران سياسي و ديني كشورهايشان را شديداُ نقد مي كنند كه بي ترديد از دل همان انتقادات موفقيت هاي بزرگ حاصل شده است . شايد تفاوت نگاه فلاسفه شرق و غرب در اين باشد كه غربيها عمل را به چالش مي كشند نه ايده و گفتار را و در همان حال گروه مويد و مخالف آن چه را راست و استوار مي بينند اجرا مي نمايند . با اين همه تغيير فكر آسان نيست مگر طبقه اي خاص مورد نظر باشد . آقاي خاتمي نقبي كه شما با چكش اسلام از تهران تا واشنگتن زديد بيشتر به مباني ديني بر شالوده ي فلسفه ارتباط داشت چه از همان مسير از غربيان خواسته بوديد تا با شناخت نقاط ضعف و تاريك فيلسوفان خود جهت سياسي را تغيير داده و بنيادي نو گذارند و با جمع حقايق متعالي فلسفي غرب و شرق بشر را به سوي حقيقت رهنمون شوند . در جلسات مكرري كه داشتيد مبحث تمدن دير پا و بلند مرتبه ايران پيش از اسلام مطرح نگرديد ، حال آنكه بر همگان روشن است كه ايرانيان شش هزار و پانصد هزار سال پيش ( بنده پيرو اين نظريه هستم زيرا مورخاني هستند كه تعمداً سال تولد زرتشت را پايين مي آورند تا تولد موسي را بالاتر برند و هدف آنان معلوم است ، چون مطلب به درازا كشيده مي شود به آنچه گفته آمده بسنده كرده مي گذريم ) با پيروي از آموزه هاي ديني زرتشت پيامبر موحد بودند و در راستاي گسترش صلح و آرامش و رفاه جهاني خدماتي ارزنده به بشريت نمودند و چون جوهره و مايه اصلي دينداري يعني ايمان به خدا قرص و محكم در سرزمين ايران جاري بود برايشان اسلام غريب نبود . روح اديان توحيدي در كردار و رفتار آنان به صفاتي چون مهرورزي ، صداقت ، زدودن كينه و نفرت از دل و درون ، شادي و نشاط ، نوع دوستي و علاقه به ديگران متجلي مي شود و بگمان بيشتر كارشناسان ، زرتشت ايرانيان را چنان آموخته بود . بازمانده آثار معماري تمدن درخشان گذشته كه خود مولود نگاه معنوي و پاي بندي به يك سلسله اعتقادات ملي و ديني بوده امروزه موجب فخر و مباهات ملت ايران است و بعد از حضور اسلام در ايران هم آنچه باقي مانده نيازي به تمجيد قلم قاصر من نيست . امام غزالي ، سينا ، سهروردي ، صدراي شيرازي و .. فلاسفه اي بودند كه ضمن احاطه بر اصول دين و چگونگي حفظ آن از آسيب هاي زمانه ، جهان بينانه پايه هاي فلسفه خود را گذاشته اند يعني همه استدلالات و مباحث فلسفه خود را براي ارتقاء و حفظ شان انساني جهت مي دادند آنچنان كه دكارت ، نيچه ،‌ هگل ، ولتر، كانت ، گوته و راسل … درون مايه فلسفه خود را نه به صرف اينكه مسيحي اند نوشتند بلكه براي جهان سخن گفتند . مگر افلاطون جمهوريت را سالها قبل از مسيح بنياد نگذاشت ؟ و آيا نظريه وي فقط در يونان ماند.؟ به جهان سرايت كرد و هر ملتي در يك محدوده جغرافيايي آن جمهوري افلاطوني را برابر خلق و خوي ، رسم و آئين مردمان خود پايه گذاري كردند . در نخستين سالهاي قرن هفدهم جنبشي معروف به روشن گري

 

 

 

 

 

ENLIGHTEENMENT سراسر اروپا را فرا گرفت و ثمرات آن در همه وجوه زندگي معنوي اروپائيان آشكار شد مهمترين ثمره آن جنبش رهاندن انديشه اروپايي از بند سنت هاي كهن و فرمانروا كردن عقل بر زندگي آدمي و رخنه انداختن در بنياد ناروايي ها و نابرابريهاي سياسي بود اتفاقي كه اروپا را به دگرگوني مهمي سوق داد .
 
 

soroush atabak zadeh

 

دوشنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٥

 

 

 

و كلام آخر اينكه در پيش گفتار دبير سرويس انديشه ضمن اشكالي كه در تيتر ديده ميشد گفته اند : عملكرد خاتمي در هشت سال ….. كه وي مرد گفت و گو و چانه زني است

.

آقاي خاتمي هشت سال به بيان آرزوهاي خود پرداخت بي آنكه بخواهد از اهرم اجرايي كه در اختيارش بود به نفع آنچه خود مي گفت « اصلاحات » قدمي بر دارد . رهبري با هوشمندي و جهان بيني خاص خود با اينكه مشكلات عديده اي را مي ديد هرگز وي را مورد خطاب و عتاب قرار نداد و شرايط را طوري براي وي فراهم آورد تا انچه مي گويد طلب نمايد و با سياستي ظريف تر و آگاهانه تر انتخابات را به سمتي هدايت كرد تا فرصتي براي چهره هاي جديد انقلاب فراهم آيد زيرا ايران شخصيتي مي خواست كه در برابر زورمداران و خواسته هاي غير معقول چند كشور خارجي تسليم نشود و سفت و سخت بايستد و بگويد نه

.

منافع ملي و مصالح مملكتي مدارا و مماشات نمي خواهد آنجا كه منافع ملي در خطر است بايد ايستادگي كرد و در برابر هيچ كس تسليم نشد و مصالح مملكت را اگر جنگي ناخواسته برآورده سازد نبايد از آن روي گردان شد . در هر كشوري اتفاقاتي چون زلزله ، قحطي ، كودتا ، انقلاب ، شورش و … ممكن است رخ بنماياند ، آنچه پيش مي آيد مشييت الهي است و آنچه تقدير حكم مي كند بايد گردن نهاد ولي عقل حكم مي نمايد اولياي امور تا انجا كه مي توانند در برابر مصائب ، ناهنجاريها ، سياستهاي سوء و…. با تدبير و خرد بايستند و نگذارند بيهوده اتفاقي عليه جان ، مال ، شرف و استقلال ملك و ملتي روي دهد . متاسفانه بخشي از گرفتاريهاي دولت نهم ريشه در سياستهاي « اصلاحات » خاتمي دارد كه بايد در آن تامل بسيار كرد

.
 
 

soroush atabak zadeh

 

دوشنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٥

 

 

 

با سخنان شما آزمون و خطاهاي طي شده در قرون را يك جا وانهند و ايده هاي فلسفي شما را مبنا قرار دهند . انديشمندان غربي بر پايه ي اقتدار فلسفه خود و منطق برخاسته از آن در همه ي دوره ها رهبران سياسي و ديني كشورهايشان را شديداُ نقد مي كنند كه بي ترديد از دل همان انتقادات موفقيت هاي بزرگ حاصل شده است . شايد تفاوت نگاه فلاسفه شرق و غرب در اين باشد كه غربيها عمل را به چالش مي كشند نه ايده و گفتار را و در همان حال گروه مويد و مخالف آن چه را راست و استوار مي بينند اجرا مي نمايند . با اين همه تغيير فكر آسان نيست مگر طبقه اي خاص مورد نظر باشد . آقاي خاتمي نقبي كه شما با چكش اسلام از تهران تا واشنگتن زديد بيشتر به مباني ديني بر شالوده ي فلسفه ارتباط داشت چه از همان مسير از غربيان خواسته بوديد تا با شناخت نقاط ضعف و تاريك فيلسوفان خود جهت سياسي را تغيير داده و بنيادي نو گذارند و با جمع حقايق متعالي فلسفي غرب و شرق بشر را به سوي حقيقت رهنمون شوند . در جلسات مكرري كه داشتيد مبحث تمدن دير پا و بلند مرتبه ايران پيش از اسلام مطرح نگرديد ، حال آنكه بر همگان روشن است كه ايرانيان شش هزار و پانصد هزار سال پيش ( بنده پيرو اين نظريه هستم زيرا مورخاني هستند كه تعمداً سال تولد زرتشت را پايين مي آورند تا تولد موسي را بالاتر برند و هدف آنان معلوم است ، چون مطلب به درازا كشيده مي شود به آنچه گفته آمده بسنده كرده مي گذريم ) با پيروي از آموزه هاي ديني زرتشت پيامبر موحد بودند و در راستاي گسترش صلح و آرامش و رفاه جهاني خدماتي ارزنده به بشريت نمودند و چون جوهره و مايه اصلي دينداري يعني ايمان به خدا قرص و محكم در سرزمين ايران جاري بود برايشان اسلام غريب نبود . روح اديان توحيدي در كردار و رفتار آنان به صفاتي چون مهرورزي ، صداقت ، زدودن كينه و نفرت از دل و درون ، شادي و نشاط ، نوع دوستي و علاقه به ديگران متجلي مي شود و بگمان بيشتر كارشناسان ، زرتشت ايرانيان را چنان آموخته بود . بازمانده آثار معماري تمدن درخشان گذشته كه خود مولود نگاه معنوي و پاي بندي به يك سلسله اعتقادات ملي و ديني بوده امروزه موجب فخر و مباهات ملت ايران است و بعد از حضور اسلام در ايران هم آنچه باقي مانده نيازي به تمجيد قلم قاصر من نيست . امام غزالي ، سينا ، سهروردي ، صدراي شيرازي و .. فلاسفه اي بودند كه ضمن احاطه بر اصول دين و چگونگي حفظ آن از آسيب هاي زمانه ، جهان بينانه پايه هاي فلسفه خود را گذاشته اند يعني همه استدلالات و مباحث فلسفه خود را براي ارتقاء و حفظ شان انساني جهت مي دادند آنچنان كه دكارت ، نيچه ،‌ هگل ، ولتر، كانت ، گوته و راسل … درون مايه فلسفه خود را نه به صرف اينكه مسيحي اند نوشتند بلكه براي جهان سخن گفتند . مگر افلاطون جمهوريت را سالها قبل از مسيح بنياد نگذاشت ؟ و آيا نظريه وي فقط در يونان ماند.؟ به جهان سرايت كرد و هر ملتي در يك محدوده جغرافيايي آن جمهوري افلاطوني را برابر خلق و خوي ، رسم و آئين مردمان خود پايه گذاري كردند . در نخستين سالهاي قرن هفدهم جنبشي معروف به روشن گري

 

 

 

 

 

ENLIGHTEENMENT سراسر اروپا را فرا گرفت و ثمرات آن در همه وجوه زندگي معنوي اروپاديان آشكار شد مهمترين ثمره آن جنبش رهاندن انديشه اروپايي از بند سنت هاي كهن و فرمانروا كردن عقل بر زندگي آدمي و رخنه انداختن در بنياد ناروايي ها و نابرابريهاي سياسي بود اتفاقي كه اروپا را به دگرگوني مهمي سوق داد .
 
 

soroush atabak zadeh

 

دوشنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٥

 

 

 

هفته نامه اتحاد جنوب با ابتكاري كه احساس ايده آليسم بهتر از آن درك ميشد ضميمه شماره 411 دوشنبه 3/7/85 نشريه را ويژه گفتگوي تمدنها قرار داده بود ضمن ستايش از چنان تلاشي جا دارد به عنوان شهروندي مخلص از دست اندركاران نشريه استدعا نمايم چنان حركتي را به سوي كمبودها ، نقض قانون ، مصوبات راكد ، و دغدغه هاي جامعه سوق دهند و براي توفيق بهتر صواب است هر مقوله اي را يك تيم متخصص ( مثل همين گفتگوي تمدنها ) عمل نمايد تا انشاالله بازده كار و انديشه عزيزان هم ذوق علاقمندان را خوش دارد و هم تاثير علمي را با عمل همراه سازد .

                                                 به بهانه گفتگوي تمدنها

دو صد گفته چون نيم كردار نيست .

تفكر ، انديشه ، ايده … جمله از عقل سليم نشات مي گيرند . عقل سالم با انديشه اي كه مبتني بر علم باشد به يقين در مواردي قادر است راه حل ها و شرايط روشني فرا روي انسان ها قرار دهد

.

اين جهان يك فكرتست از عقل كل

عقل چون شاه است و صورت ها رسل

آقاي خاتمي ، سخنان شما معلوم مي دارد كه تحقيقات فلسفي ، هسته ي ايده هايتان مي باشد اما سوال برانگيز است آن انديشه فلسفي كه شديداً از سوي شما تبليغ و تاييد مي گرديد ، در ايامي كه رياست قوه اجرايي كشور را در دست داشتيد چرا معطل ماند و بخشي از ايده هايتان را كه مي توانستيد فعليت بخشيد ناديده گرفتيد . براستي چگونه ممكن است انساني دعوي آزادي و آزادگي بكند و براي آن از فلسفه و حكمت بهره گيرد اما خود بدان عمل نكند .

آقاي خاتمي مردم سودمندي گفتار شما را در كردارتان جستجو مي كردند و گرنه براي مردم عادي هم خواندن فلسفه ممكن است . بابي را بنام گفتگوي تمدنها باز كرديد خردمنداني از جهان از آن استقبال كردند اما تا در راس قدرت بوديد اقدامي در جهت پيشرفت پروژه خود نكرديد . گفتگوي تمدنها به چند حوزه مرتبط ميشود كه يكي از آنها مفاهمه و گفت و شنود بين اديان بود . حيرت آور است كه شما در تمامي سخرانيهاي خود در امريكا آنچه گفتيد برابر موازين « عقلي مذهبان

RATIONALISTS » و در حوزه ي دين بود و آنچه در همان بحث مشهود مينمود اينكه حركت انديشمندان جهان غرب به ويژه اروپا را به بازخواني حوداث گذشته فرا مي خوانديد . مثل اين مطلب : هر كس تاملي ولو كوتاه در سير فلسفه از آغاز تاكنون داشته باشد به وضوح حركت تفكران را از قطب افراط به قطب تفريط در شناخت و معرفي انسان مشاهده مي كند و آخرين حلقه از اين حلقه ها « مدرنيته » است .

آقاي خاتمي چگونه باور داريد انسان هاي عالم از ديدگاه « عرفاي مسلمان » به خطا راه افراط و تفريط بروند و پويندگان آن راه نيز نخبگان جوامع بشري باشند و نه افراد عادي و از طرف ديگر ملت هايي كه با انكاء به علم خود توانسته اند تحولات ريشه اي را در سرزمين هايشان بوجود آورند

.

 

 

 

 

 

 
 

soroush atabak zadeh

 

یکشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٤

 

 

 

همایون شهنواز بخوانند

 

شبکه یک سیما فیلمی تحت عنوان " روزهای به یاد ماندنی " را مدتی است در دست پخش دارد . در فیلم دلیران تنگستان ، مردم دشتستان به ویزه برازجانیها متوجه شدند که تهیه کننده (یعنی همایون شهنواز) با آنها و سردار رشیدشان غضنفرالسلطنه برخورد منفی نموده است / اکنون پس از 37 سال همان موضوع یعنی مخالفت با مردم دشتستان و برازجان بشکلی دیگر در فیلم نمود می یابد / سه شنبه هفته قبل از عید در بخشی از آن فیلم را که من دیدم در " قراداد "  بین زائر خضرخان و شیخ حسین از یک طرف و کنسولگری دولت انگلیس از سوی دیگر ، تهیه کننده / شیخ حسین را ضابط چاهکوتاه و دشتستان خواند / حال آنکه همه مردم جنوب می دانند در آن ایام دشتستان بر کل منطقه ارجح و تابع ایالت بوشهر بوده است . آقای شهنواز ، سده ها ست مخالفان ایران می گویند : آریائیها از دور دست ها به فلات ایران آمده اند ، عجب نیست که شما هم چون آنان حقوق مسلم دشتستانیها و برازجانیها را تحت هر بهانه پایمال کنید و چنان بنویسی که قاتل غضنفرالسلطنه به شما دیکته کرده بنا به مدارک مستند و زنده / مطمئن باشید روزگار معلم خوبی برای شما خواهد بود یادتان باشد که دشتی و چاهکوتاه تا سال 1342 جزو خاک دشتستان بوده است و اسناد تغییر نمی کند حتی اگر فیلم شود اگر بخود زحمت میدادید در آرشیو وزارت کشور در آن رابطه اسناد بسیاری وجود دارد .

 

 
 

soroush atabak zadeh

 

پنجشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٤

 

 

 

تحولات

          اجتماعی

                       برازجان

با نگرشی به اوضاع سياسی ايران

(۱۳۵۶- ۱۲۹۶خورشيدی)

تاليف :

سروش اتابک زاده

انتشارات نويد شيراز

 

 
 

soroush atabak zadeh

 

جمعه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

 

يك تحليل براي همه

يك تاييد براي من

نشريه اتحاد جنوب چاپ برازجان در شماره 373 مورخ 12 ديماه 84 مقاله اي تحت عنوان : فرضيه اي كه به حقيقت پيوست به قلم رياست دفتر ميراث فرهنگي دشتستان به چاپ رسانده بود در آن مقاله آقاي بسارده ضمن اشاره و تاييد علمي / نظر و نوشته « بنده » در رابطه با يادمان هاي تاريخي دشتستان و دعوت اصحاب قلم و تاريخ براي تحقيق و تتبع در مسايل تاريخي استان بوشهر ، اظهار داشته اند : بسياري از افراد محلي همواره بر اين فرض معتقد بودند كه اين پل در زمان قاجاريه و به دستور ميرزا ابوالحسن خان مشيرالملك شيرازي احداث گرديده و مرحوم مشير در زماني كه به احداث برخي كاروانسراهاي مسير شيراز به بوشهر همت گمارده بوده دستور ساخت چنين پلي را داده است . از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و با همكاري اداره ي كل و دفتر ميراث فرهنگي و گردشگري دشتستان مراحل مرمتي پل مشير حدود 3 ماه پيش آغاز گرديد و گروه مرمت و نجات بخش اضطراري دست زد بر همين منظور با استفاده از ادوات مخصوص آب رودخانه تغيير مسير داده شد تا دهانه ي اول تا سوم كه در آستانه تخريب قرار داشت از جريان آب تخليه و بستر سازي آن آغاز گرديده تخليه اين دهانه ها باعث گرديد كه در زير ستونهاي پل و ديواره ي آن آثاري از معماري دوران ساسانيان پديدار گردد مراتب به اطلاع مركز استان رسانيده شد و به همين منظور پروفسور علي اكبر سرفراز وارد برازجان گرديده و به اتفاق از پل بازديد نموديم كه ايشان نيز تاييد نمودند كه پل داراي معماري ساساني مي باشد و علائم برجسته كاري و كنده كاري شده ي روي سنگها و استفاده از بستهاي فلزي و سربي مربوط به همان دوران است و در ساليان و ادوار مختلف تاريخي پل مورد مرمت و بازسازي قرار گرفته است و اين دقيقاً با فرضيه ي اتابك زاده مطابقت داشت و يك امتياز مثبت براي اين نويسنده ي محلي و برازجاني الاصل در پي داشت . اتابك زاده هر چند ساليان درازي رحل اقامت را در شيراز افكنده است اما عشق به زادگاه هميشه وي را بر اين امر مصمم ساخته است كه نسبت به شناسايي ديار كهن دشتستان تلاش نمايد و اين امري نيكو و پسنديده است .

« اين بخشي از مقاله فرضيه اي كه به حقيقت پيوست مي باشد »

 
 

soroush atabak zadeh

 

دوشنبه ٢ خرداد ،۱۳۸٤

 

 

 

  1. پل قديمي و استراتژيك پارسه ، تئوكا كه قطعاً در زمان هخامشيان وجود داشته و به مرور تغيير يافته از گذشته اش اطلاعاتي در دست نيست اما پل تصوير شده وسيله وزير مملكت فارس در دوره قاجاريه ساخته شد اكنون نيز به علت بي توجه اي مسئوولين در حال ريزش است . بنده دست كم 16 سالست در اين باره مقاله ، اعتراض و عكس به مسوولان تسليم داشته ام !!
  2. بدقت مجسمه خسرو پرويز و اسبش « شبديز » را ملاحظه كنيد آنجا كه گفته ام تمامي نگاره ها با قلم و چكش و بقصد تخريب آسيب ديده اند را از نظر بگذرانيد . پاي راست اسب ، دم اسب ، تمام صورت خسرو ، غلاف و شمشير خسرو ، صورت اسب ، سينه بند خسرو « جوشن » قطعاً با جواهر تزيين بوده / سينه بند اسب ، پاهاي خسرو ، پيكر اسب همه با ضربات قلم و چكش اعراب نابوده شده است . به راستي چرا ؟ شايد به اين علت كه فكر مي كردند ايرانيان بت پرستند .

  3. « رخت كني حرم » معبد ميترا در محله دهقايد برازجان ( بنابر سنت زرتشتيان هر زاير قبل از ورود به معبد مي بايست در آب جاري بركه = حوضچه يا استخر روبروي آتشكده خود را تميز كرده وضوح ميساخت سپس باين محل مي آمد لباس اضافه و كفش را در اينجا مي گذاشت و بدرون معبد ميرفت ، همين رخت كني را ما در آتشكده فيروزآباد به شكل محرابه مي بينيم البته با سنگ تراش )

  4. مقبره « چيش پش » هخامنشي يا بروايتي خواهر يا دختر كوروش كبير شاهنشاه هخامنشي در كنار بزرگراه شمال جنوب ( پارسه / تاتوكه = تتوكده ) واقع در منطقه كوهستاني و خوش آب و هواي تنگ ارم « پشت پر » دشتستان خوشبختانه مقبره چون در منطقه كوهستاني بود به احتمال دست اعراب بدان جا نرسيده و آن بنا تقريباً ظاهري سالم دارد در حاليكه محوطه باستاني محل بكلي ويران شده است .

  5. استثنايي ترين نگاره ي بجا مانده از عهد هخامنشيان ، اين تصوير داريوش بزرگ است ، ابهت ، پوشش و ژست وي و دو نفرخدمه ي او حالتي غير معمول را نمايش مي دهد / آنچنان كه بيننده فكر مي كند داريوش در حال رفتن به يك مراسم مهم است / ياد آوري مينمايم « چتر » بالاي سر داريوش را تنها در يك نگاره مي بينم آيا چتر از اختراعات ايرانيان است ؟ چرا در تصاوير ديگر ديده نشده است . اخيراً در كاخ درودگاه برازجان ـ همين نگاره كه با نگين و جواهر طوق و ياره و بخشي از ريش شاه تزيين شده بود وسيله تيم « يغمايي » كشف شده است ، هنوز اطلاعات كاملي از كتيبه پيدا شده كه در هم شكسته است انتشار نداده اند . نگاره هم آسيب زياد ديده / ولي چيزي از ارزش و اعتبار آن نقش كم نمي كند ضمناً آثار سوختگي در همين قسمت كاخ نمايان است . توجه عزيزان را به آسيب هاي وارده بر نگاره جلب مينمايم ، صورت شاه ، دست چپ خدمه / بدقت نگاه كنيد . خدا را شكر كه چتر را از بين نبرده اند تا سند اختراع آن وسيله ايرانيان باشد .

 
 

soroush atabak zadeh

 

 

شماره بازديد

وضعيت من در ياهو

پيوند
pedramp.persianblog.ir
پشتيباني
Persian Blog
Generation Gap

دوزخ عشق بهشت

دو بيتي امروز

شكوفه هستي ايران

تاريخ ليراوي

 
[ منزل | قديما | چاپار ]